مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

768

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

المعركة ولا ندري ما هو ، « 1 » فكنّا نرى « 1 » أنّه الخضر عليه السلام . « 2 »

--> ( 1 - 1 ) [ مدينة المعاجز : « قلت : أترى » ] . ( 2 ) - ابن‌عباس گويد : در سفر صفين خدمت أمير المؤمنين عليه السلام بودم . چون به نينوا در كنار فرات رسيد ، به آواز بلند فرياد زد : « اى پسر عباس ! اين جا را مىشناسى ؟ » گفتم : « يا أمير المؤمنين ! نه . » فرمود : « اگر چون منش مىشناختى ، از آن نگذشتى تا چون من گريه كنى . » وچندان گريست كه ريشش خيس شد وأشك بر سينه‌اش روان شد . وبا هم گريه كرديم ومىفرمود : « واي واي ! مرا چه كار با آل أبو سفيان ، چه كار با آل حرب ، حزب شيطان واولياى كفر ! صبر كن اى ابا عبداللَّه كه پدرت بيند آنچه را تو بيني از آن‌ها . » سپس آبى خواست ووضوى نماز گرفت وتا خدا خواست نماز كرد . سپس سخن خود را باز گفت وبعد از نماز وگفتارش چرتى زد وبيدار شد وگفت : « يا بن عباس ! » گفتم : « من حاضرم . » فرمود : « خوابى كه اكنون ديدم برايت بگويم ؟ » گفتم : « خواب ديدى ، خير است ان شاء اللَّه . » گفت : « در خواب ديدم گويا مردانى فرود آمدند از آسمان با پرچم‌هاى سفيد وشمشيرهاىدرخشان به كمر وگرد اين‌زمين خطّى كشيدند . وديدم گويا اين نخل‌ها شاخه‌هاى خود را با خون تازه به زمين زدند . وديدم گويا حسين فرزند وجگرگوشه‌ام در آن غرق است وفرياد مىزند وكسى به دادش نمىرسد . وآن مردان آسمانى مىگويند : صبر كنيد اى آل‌رسول ! شما به‌دست بدترين مردم كشته شويد واين بهشت است اى حسين كه مشتاق توست . وسپس مرا تسليت مىگويند وگويند : اى أبو الحسن ! مژده گير كه چشمت را در روز قيامت روشن‌كرد . وسپس به اين‌وضع بيدار شدم . وبدان كه جانم به دست اوست ، صادق مصدق أبو القاسم احمد برايم باز گفت كه من آن را در خروج براي شورشيان بر ما خواهم ديد . اين زمين كرب وبلاست كه حسين با هفده مرد از فرزندان من وفاطمه در آن به خاك مىروند وآن در آسمان‌ها معروف است وبه نام زمين كرب وبلا شناخته شده است ، چنانچه زمين حرمين ( مكة ومدينه ) وزمين بيت‌المقدس ياد شوند . » پس از آن فرمود : « يا بن عباس ! برايم در أطراف آن پشك آهو جست‌وجو كن كه به خدا دروغ نگويم ودروغ نشنوم . آن‌ها زرد رنگند وچون زعفرانند . » ابن عباس گويد : آن را جستم وگرد هم يافتم وفرياد زدم : يا أمير المؤمنين ! آن‌ها را يافتم ، به همان وضعي كه فرمود به من . علي عليه السلام فرمود : خدا ورسولش راست گفتند ، وبرخاست وبه سوى آن‌ها دويد وآن‌ها را برداشت وبوييد وفرمود : « همان خود آن‌هاست . ابن‌عباس ! مىدانى اين‌پشك‌ها چيست ؟ اين‌ها را عيسى بن مريم عليه السلام بوييده واين براي آن است كه به آن‌ها گذر كرده با حواريون وديده آهوها اين جا گرد -